تا پیش از جنگ، مردم از تورم و وضعیت اقتصادی خود چندان رضایتی نداشتند و اکنون نیز جنگ تحمیلی با وجود مدیریت نسبی شرایط توسط دولت، فشارهای خود را به مرور بر اقشار کمدرآمد نشان میدهد. برای گذار از شرایط سخت اقتصادی بهوجود آمده، اقدامها و بستههای حمایتی از سوی دولت صورتگرفته و در حال اجرا شدن است تا با کمترین چالشها این روزها نیز بگذرد. بنا بر نظر کارشناسان آنچه بیش از هر موضوعی بر ذهن و روان مردم تأثیر میگذارد، بیکاری و تعدیل نیرو است. طبق اعلام اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی، از اسفند تاکنون ۷هزار نفر در خراسان رضوی برای بیمه بیکاری نامنویسی کردهاند؛ اما باید به این نکته توجه کرد که همه شاغلان ما بیمه نیستند که بتوانند در موقعیتهای بحرانی مانند جنگ از بیمه بیکاری استفاده کنند. پس این عدد نمیتواند عدد دقیقی از تعداد افرادی باشد که به واسطه جنگ بیکار شدهاند و باید به دنبال راهکارهای مختلفی بود برای ترمیم آنچه بر وضعیت اقتصادی مردم میگذرد.
اینکه چه اقدامی در این وضعیت میتواند اثرگذاری بهتری بر پیکره اقتصاد و تولید داشته باشد، در گفتوگو با فعالان حوزه کارآفرینی و اقتصاد مورد بررسی قرار میگیرد.
اولویت قرار دادن بنگاههای بزرگ در جنگ برای حمایت مالی، خطای بزرگی است
کارآفرین و فعال حوزه پوشاک، در گفتوگو با طوس درباره چالشهای این صنعت به بررسی وضعیت فعلی و نیازهای آن پرداخت. حکمت یزدانی که بیش از ۲۰ سال تجربه در تولید، توزیع و خردهفروشی دارد، با اشاره به اهمیت ایجاد یک زنجیره تأمین مؤثر و هماهنگ میگوید: ما افزون بر تولید، در خط مقدم بازار قرار داریم و بهعنوان تولیدکننده، توزیعکننده و خردهفروش، با چالشهای زیادی مواجه هستیم. اگرچه تولیدکنندگان باید نیازهای بازار را در نظر بگیرند؛ اما این نیازها باید از طریق خردهفروشان به آنها منتقل شود تا بتوانند محصولات مناسب را تولید کنند.
وی همچنین به اهمیت شناخت نیازهای واقعی مشتریان اشاره کرده و میافزاید: باید یک سبد کالایی مشخص برای مصرفکنندگان تعیین کنیم که شامل مواد غذایی، بهداشت و پوشاک باشد. این سبد باید بر اساس نیازهای فصلی و شرایط خاص جامعه طراحی شود.
این کارآفرین و فعال حوزه پوشاک با اشاره به ضرورت ایجاد یک اکوسیستم کارآمد در صنعت پوشاک، اظهار میکند: بیایید در این حوزه یک هرم مازلو را در نظر بگیریم. اگر ما نتوانیم در خط مقدم بازار فروش داشته باشیم، توزیعکنندگان و تولیدکنندگان نیز نمیتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. در واقع این یک زنجیره است که باید بهدرستی مدیریت شود.
یزدانی ادامه میدهد: اگر تنها به درد تولیدکننده برسیم، تأثیری ندارد. حتی برخی تولیدکنندگان در حال حاضر نباید عجلهای برای تولید داشته باشند و باید به نخستین نیاز هرم که همان خط مقدم خردهفروشی است، توجه کنند و ببینند الان نیاز مردم در سبد کالایی چیست. خردهفروشها با هم هماهنگ شده، سپس کارشناسی و نیازسنجی صورت بگیرد. یک سبد واقعی در این شرایط اقتصادی و جنگ تعیین شود و براساس آن، توزیعکننده و تولیدکننده نیز فعالیت کنند، نه اینکه تولیدکننده برای خودش تولید کند و بازاری نداشته باشد.
به گفته وی، متأسفانه برخی تولیدکنندگان در این شرایط بدون توجه به نیاز بازار در حال تولید هستند و میگویند دولت باید حمایت کند و از خردهفروش، توزیعکننده و نیاز مردم مطلع نیستند.
در ادامه، این کارآفرین و فعال حوزه پوشاک به مسئله تعدیل نیرو در حوزه اصناف اشاره کرده و میگوید: به نظر میرسد مسئولان ما داده درستی در این زمینه ندارند که اولویتشان بنگاههای بزرگ است. نخستین تعدیل نیرو در اصناف اتفاق میافتد که بیشترشان بیمه نیستند و نمیتوانند از بیمه بیکاری هم استفاده کنند. میتوان گفت تعدیل نیرو در اصناف به بالای ۵۰ درصد رسیده؛ وقتی صنفی نمیفروشد، ناچار است نیروهای خود را کم کند و این کاهش به پخش و سپس به تولید میرسد. ما باید تولید را حفظ و برای این کار از خط مقدم خردهفروشان حمایت کنیم.
یزدانی با بیان اینکه اولویت حمایت از بنگاههای بزرگ خطای بزرگی است، ادامه میدهد: ذهنیت ما باید تغییر کند. ابتدا باید به خانوادهها پول تزریق کنیم تا آنها وارد بازار شوند و کالا بخرند. وقتی خانوادهها قوی شوند، اصناف دوباره به پخش مراجعه میکنند و پخش نیز کالا را تأمین میکند. این چرخه باید درست بچرخد. من خودم تولیدکنندهام و میگویم باید به فروشگاهها کمک کنیم تا بتوانند به مشتریان خود خدمات بهتری را ارائه دهند.
ضرورت تغییر راهبرد در شرایط کنونی اقتصادی
وی با اشاره به ضرورت تغییر راهبرد در وضعیت فعلی جنگ و اقتصاد تأکید میکند: اصناف باید در این شرایط به جای تمرکز بر نتایج قابل پیشبینی، خروجی و کارایی، روی ارتباطات انسانی، افزایش تابآوری در مجموعه و انطباقپذیری تمرکز کنند. انطباقپذیری به این معنی که اگرچه تبلیغات به شکل گذشته امکانپذیر نیست؛ ولی از روشهای جایگزین مانند بیلبورد و تراکت استفاده کنند. همچنین باید تصویری قوی از برند خود و آینده آن بسازند.
این کارآفرین و فعال حوزه پوشاک با اشاره به وضعیت کاری خود با وجود تغییر راهبرد در وضعیت فعلی جنگ اظهار میکند: اگرچه ما به کاهش ۳۰ تا ۳۵ درصدی فروش در ماههای فروردین و اسفند نسبت به ماههای گذشته رسیدیم؛ ولی شرایط چندان غیرقابل تحمل نبود؛ چون باور و ذهنیت خود را تغییر دادیم که در حوزه کاری ما هم جنگ است؛ اما جنگ اقتصادی و ما باید با آن مقابله کنیم.
۳ عامل اصلی در تعدیل نیرو؛ جنگ، قطع اینترنت و افزایش بیش از حد حداقل حقوق
استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد در گفتوگو با طوس در این زمینه میگوید: مشکلی که اکنون نه تنها در استان خراسان رضوی؛ بلکه در کل کشور به عنوان «تعدیل» یا به عبارتی دقیقتر، «اخراج نیروی کار و افزایش نرخ بیکاری» با آن مواجه هستیم، در واقع از سه دلیل عمده نشأت میگیرد؛ یکی از مهمترین این دلایل، مسئله جنگ است که تأثیر بسیار زیادی بر اقتصاد داشته و شوکی به سمت عرضه و تقاضا وارد کرده است.
مهدی فیضی ادامه میدهد: تأثیرات این وضعیت بر عرضه به گونهای بوده که آسیبهای وارد آمده به شرکتهای پتروشیمی و فولاد سبب شده تعداد زیادی از صنایع وابسته به این صنایع مادر دچار مشکل شوند و تولید آنها کاهش یابد. طبیعی است که در پی این کاهش تولید، نیروی کار این شرکتها نیز با چالشهایی مواجه شده است.
به گفته وی، از سوی دیگر همزمان با مسائل اقتصادی و سیاسی کشور، افراد زیادی دچار مشکلات درآمدی شدهاند و تقاضای مؤثر؛ به ویژه برای کالاهای غیرضروری کاهش یافته است. این موضوع سبب کاهش تقاضای کل شده و در بسیاری از موارد، کالاها و خدماتی که در زمان جنگ ضروری محسوب نمیشوند، با چالش رکود مواجه هستند.
استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه پس از جنگ، عامل دوم قطع اینترنت است که منجر به بروز مشکلات جدی برای بسیاری از کسبوکارها؛ چه بزرگ و چه کوچک شده، تصریح میکند: صنعت دیجیتال بهعنوان بخش نوآورانه تولید ناخالص داخلی ما شناخته میشود و جایی است که نیروهای جوان و متخصص در آن فعالیت میکنند. آسیبهایی که به این صنعت وارد میشود، اثرات ماندگاری خواهد داشت؛ از یک سو سبب از دست رفتن نیروهای متخصص و ایجاد ناامیدی در میان آنها و از سوی دیگر منجر به عدم بازگشت مخاطب و مصرفکننده خواهد شد. در نتیجه کسبوکارهای خانگی کوچک و همچنین شرکتهای بزرگ مانند یونیکورنهایی مانند دیجیکالا نیز با چالشهای جدی مواجه شدهاند.
فیضی با اشاره به افزایش بسیار زیاد حداقل دستمزد بهعنوان عامل سوم که فشار زیادی بر واحدهای تولیدی وارد کرده، تأکید میکند: این افزایش بهطور قابل توجهی بیشتر از سالهای گذشته بوده و در شرایط رکودی، تأمین این مبلغ دستمزد برای بسیاری از صاحبان کسبوکارها به شدت دشوار است.
نخستین و بهترین اقدام، پیشگیری است
وی درباره راهکار این وضعیت میگوید: در تمامی این عرصهها، نخستین و بهترین اقدام پیشگیری است. پس از آن، تأمین مالی از طریق بیمه میتواند راهحل مؤثری باشد. متأسفانه ما در ایران با مشکلات ساختاری در صنعت بیمه مواجه هستیم. اگر صنعت بیمه ما پیشرفته و نوآورانهتر بود، در چنین شرایطی میتوانست به دولت کمک کند. هرچند نمیتوانست تمامی مسائل را حل کند؛ اما بهطور قابل توجهی میتوانست بحران بیکاری را در کشور کاهش دهد.
به گفته استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد شاید بزرگترین درسی که ما باید از این جنگ برای اقتصادمان بگیریم، این باشد که نیازمند تحول جدی در صنعت بیمه هستیم. تلاش برای بهبود این صنعت میتواند در شرایط بحرانی، بار مشکلات اقتصادی کشور را کاهش دهد.
فیضی به یک راهحل کوتاهمدت و مؤثر در این زمینه اشاره کرده و میافزاید: این راه حل امیدبخشی برای کسبوکارها این بود که حق بیمه تأمین اجتماعی و مالیات شرکتها؛ بهویژه کسبوکارهای کوچک، دستکم برای چند ماه معاف یا به تعویق بیفتد. این اقدام میتوانست فرصت تنفس برای آنها فراهم کند تا بتوانند به وضعیت خود سامان دهند و از شرایط سخت عبور کنند. به نظر من این اقدام نه تنها برای دولت ممکن بود؛ بلکه سیگنال و علامت مثبتی به کسبوکارها ارسال میکرد و بار مالی آنها نیز چندان سنگین نمیشد.
وی تصریح میکند: متأسفانه طرحهایی که وزارت کار در حال حاضر ارائه داده؛ مانند وامها، حتی به سختی میتوانند نقش مُسکن را ایفا کنند و بعید میدانم بتوانند فشاری را از دوش اقتصاد منطقهای و کشورمان بردارند. دلیلش این است که این طرحها انگیزه و امید کافی را ایجاد نمیکنند و تنها یک بخش کوچک و مشخص از کل اقتصاد ایران را هدف قرار دادهاند. در حالی که کسبوکارهای خیلی بزرگ و یا کوچکتر در این شرایط به نوعی نادیده گرفته شدهاند و جایگاهی در این طرحها ندارند.
استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد تأکید میکند: نمیتوان فقط بخشی از اقتصاد را هدف قرار داد و انتظار داشت با یک شوک لحظهای درست عمل کند، در حالی که سایر بخشها به حال خود رها شوند. این روش نمیتواند چرخه اقتصادی را به درستی به حرکت درآورد. اگر تولیدی وجود نداشته باشد، چگونه یک شرکت میتواند وام دریافتی را بازپرداخت کند، در حالی که نتوانسته کالایی را بفروشد یا خدمتی را در ماههای گذشته ارائه دهد؟
فیضی معتقد است درحال حاضر نیاز به یک نگاه کلنگر و همهجانبه بسیار ضروری است و به نظر نمیرسد راهحلهای جزئی و مقطعی بتوانند تأثیرات ماندگاری داشته باشند. بهرهگیری از تجربیات جهانی نیز در این زمینه اهمیت زیادی دارد و باید از آنها درس بگیریم تا در بحرانهای آینده، اگر خدایی نکرده چنین وضعیتی پیش آمد، بتوانیم بهتر آماده شویم و بار کمتری را بر دوش دولت بگذاریم. حتی در مواردی که بار به دولت تحمیل میشود، باید تلاش کنیم این بار به بهترین شکل ممکن از دوش اقتصاد کشور برداشته شود.
ضرورت ایجاد تنفس برای کسبوکارها
به گمان کارشناسان، در شرایط کنونی اقتصادی و بحرانهای ناشی از آن، اهمیت تحول در صنعت بیمه و اتخاذ راهکارهای مؤثر برای حمایت از کسبوکارها ضروری است. از طرفی پیشگیری و تأمین مالی مناسب میتواند به کاهش مشکلات اقتصادی و بحران بیکاری کمک کند.
همچنین با توجه به نیاز به حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط، معافیتهای مالیاتی و حق بیمه میتواند فرصتی را برای تنفس و بازسازی این کسبوکارها فراهم آورد. همزمان با این فعالیتها، تغییر رویکرد در حمایت از اصناف و تمرکز بر تقویت خانوادهها بهعنوان موتور محرکه اقتصاد میتواند چرخه اقتصادی را به حرکت درآورد.






نظر شما